السيد محمد حسين الطهراني

15

معاد شناسى (فارسى)

بارى تعالى شأنه العزيز و اسماء حُسنى و صفات عُلياى او را دريابيد و به حقّ المعرفه ادراك كنيد . امروز نمىتوانيد اختصاص اين صفات را به خدا مَسّ كنيد و لمس نمائيد . آن روز اين حقيقت و اختصاص براى شما روشن و قابل فهم مىشود . امروز بواسطهء حجاب‌هاى نفسانى و علاقهء به مادّه و طبع نمىتوانيد ادراك كنيد كه موجودات همه سَرابند ، و اين سلسلهء علل و معلولات با اين نظم شِگرف خود ، ديدهء شما را از حقيقت معطوف به خود داشته ، و نمىتوانيد تعقّل كنيد كه آنچه اتقان و استحكام دارد فقط جنبهء وجهُ اللهى و ربط موجودات به خالق خود مىباشد ، و موجودات فى حدّ ذاتها سرابند ، باطلند ، عدمند ، نيستِ محضند . در آن روز كه نور حقيقت ذات مقدّس حضرت احديّت طلوع مىكند مىيابيد كه در تمام عوالمِ امكان و نشآت آفرينش ، غير از ذات مقدّس او ، صاحب اراده و اختيار و قدرت و عظمت نيست . آن روز مىيابيد كه وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ « 1 » معنايش چيست ، و قول معروف لَيْسَ فى الدّارِ غَيْرَهُ دَيّارٌ چه حقيقتى را ميخواهد بيان كند ! آن روز در مىيابيد كه شعر لَبيد كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آن را أَصْدَقُ شِعْرٍ قَالَتْهُ الْعَرَبُ خواند معنايش چيست ؛ آنجا كه لَبيد ميگويد : ألا كُلُّ شَىْءٍ ما خَلا اللهَ باطِلٌ * وَ كُلُّ نَعيمٍ لا مَحالَةَ زائِلٌ

--> ( 1 ) قسمتى از آيه 111 ، از سورهء 20 : طه